خرافه ی دوم خرداد

رمزگشائي از يك كلاه گشاد سياسي

.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:9  توسط کیوان 

45)دور زدن قوانین و مخصوصا قانون اساسی:

 

يكي از اشتباهات فاحشي كه دوم خردادي ها مرتكب شدند،اين بود كه مي خواستند قانون اساسي را به ميل و رغبت خود تغيير دهند:به عنوان مثال،در قانون اساسي ،ميزان اختيارات و وظائف رئيس جمهور، معلوم و مشخص است؛ليكن سيد محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري خودش مي خواست با ارائهء لوايح مربوط به افزايش اختيارات رئيس جمهوري(معروف به لوايح دوقلو)،سطح اختيارات رئيس جمهور را تغيير دهد:

اشكال كار در اينجا بود كه اولا يكي از شرايط احراز پست رياست جمهوري،التزام عملي به قانون اساسي است و خاتمي نمي توانست در مقام رياست جمهوري،قانون اساسي را تغيير دهد و التزام فوق الذكر را ناديده بگيرد.

ثانيا تغيير و اصلاح در قانون اساسي( كه مطمئنا براي بقاي قانون اساسي و هر قانون ديگر لازم است)بر طبق خود قانون اساسي،از وظايف رهبري نظام مي باشد كه با صلاحديد ايشان و مجمع تشخيص مصلحت نظام(به عنوان بازوي مشورتي رهبري) انجام مي پذيرد و ديگر مقامات كشوري،چنين حقي را ندارند(اين تغيير و بازنگري،يك بار در سال 1368 و مقارن با ماه هاي آخر حيات حضرت امام(ره)انجام پذيرفت)

اين هم يكي از اشتباهاتي بود كه دوم خردادي ها مرتكب شدند...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 17:33  توسط کیوان  | 

44)برخورد دوگانه با پرونده های مختلف فساد،از قبیل فساد مالی و دولتی و...

دوم خردادي ها در دوران رياست جمهوري احمدي نژاد،برخي تخلفات دار و دستهء مشائي را زير عدسي محدب قرار داده و با بوق و كرنا،دولت مزبور را به اختلاس و سوء استفاده از اموال دولتي نمودند.صرف نظر از اينكه نمي توان منكر برخي تخلفات دولت احمدي نژاد بود،مي خواهم از حضرات دوم خردادي سوال كنم:آيا پروندهء شركت پتروپارس را به ياد مي آوريد؟همان پرونده اي كه قراردادهاي ميلياردي آن را در مجلس،در عرض يك ربع ساعت(و بدون انجام كار كارشناسي دقيق)تصويب كردند؟همان پتروپارسي كه هنگام گرفتن بودجه از دولت،شركت دولتي به حساب مي آمد؛اما هنگامي كه قرار بود مورد بازرسي قرار گيرد،به بهانهء خصوصي بودن اين شركت،مورد بازرسي قرار نگرفت؟؟؟همان شركت پتروپارسي كه بهزاد نبوي در مورد آن ادعا كرد كه اين شركت،نه دولتي است و نه خصوصي؟بالاخره هم معلوم نشد اين شركت،چه نوع شركتي است؟كافيه يا باز هم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 16:3  توسط کیوان  | 

43)متوسل شدن به بیگانگان و غربی ها:

 

دوم خردادی ها از همان اول،چه پنهان و چه آشکار،سازشان را با ساز غربی ها کوک کرده اند و تمام فعالیت هایشان،با رضایت غرب و در جهت آنها صورت می گیرد:تئوری هایشان تئوری های غربی و مرجع تقلیدشان هم تئوریسین های غربی.یادمان نمی رود که تعداد قابل توجهی از مقامات دوم خردادی که در دانشگاه های غربی درس خوانده بودند،دانشجوی مادلین آلبرایت،وزیر خارجهء اسبق آمریکا(در زمان کلینتون)بودند و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....ظاهرا یادشان رفته است که تمام انقلاب و نهضت ما در جهت منکوب کردن غرب و استعمار غربی بوده است.این همه شهید و جانباز تقدیم کردیم تا از زیر یوغ آنها آزاد شویم؛آنوقت این دوم خردادی های مرعوب،باز هم دم از تساهل و تسامح و دهکدهء جهانی به سرکردگی آمریکا می زنند...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392ساعت 18:39  توسط کیوان  | 

42) دوم خرداد و اهانت به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام رهبری:

دوم خردادي ها كه مي توان گفت اصلا به نظام جمهوري اسلامي اعتقاد راسخي ندارند،مقام شامخ حضرت امام(ه) و مقام معظم رهبري را هم از اين بي مهري خود بي نصيب نگذارده اند:يك روز ادعا كردند كه خميني آدم قدرت طلبي بوده است؛يك روز گفتند كه به خاطر شهادت پدرش قصد انتقام گيري داشته.روز ديگر گفتند كه اصل و نسبش ايراني نبوده و هندي بوده(توضيح اينكه يكي از اجداد ايشان مدتي ساكن هند بوده)يك زماني ادعا كردند كه ايشان فقط و فقط يك شخصيت كاريزمائي داشته و نه يك شخصيت الهي...عده اي ادعا كردند كه بايد خميني زدائي انجام شود؛عده اي گفتند كه بايد افكار ايشان به موزه تاريخ سپرده شود و....

در مورد مقام معظم رهبري هم حرفهائي زدند:يك روز ادعا كردند كه ايشان مي خواهند فرزندشان را به جاي خود جانشين كنند و براي همين هم دو سال پيش به قم رفته بودند تا براي پسرشان درجه اجتهاد بگيرند.يك روز ادعا كردند كه ايشان هم از شهرام جزايري پول گرفته اند و خيلي حرف و حديث هاي ديگر....حالا دوم خردادي ها انتظار دارند كه مردم به نامزد دوم خردادي راي بدهند؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 18:24  توسط کیوان  | 

41) دوم خرداد و اهانت به مقام والای شهدا و جانبازان و ایثارگران :

در سال 76 که مدعیان اصلاح طلبی بر سر کار آمدند،به تبعیت از رسانه های بیگانه،ادعا کردند که تاریخ مصرف شهدا و جانبازان به سر آمده است؛اما همین دوم خردادی ها وقتی با عکس العمل مردم در این مسئله مواجه شدند،تغییر رویه داده و در انتخابات 88 ناگهان از صرورت احترام به خانواده های شهدا حرف زدند.البته این تغییر موصع،علت دیگری هم داشت:آن هم اینکه همسران دو تن از شهدای گرانقدر دفاع مقدس،از جنبش سبزی ها حمایت کرده بودند.

یادم هست وقتی بیکر باک حدود 500 تن از آزادگانی را که در زندانهای عراق به شهادت رسیده بودند،به کشور آورده و تشییع کردند،یکی از آقایان دوم خردادی گفته بود که نباید اجازه می دادیم هشت سال(برادر کشی) به وجود بیاید.و با این حرف،عملا مزدوران متجاوز و جنایتکار بعثی را برادر خطاب کرد...آیا باز انتطار دارید که مردم به دوم خردادی ها رای بدهند؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 11:58  توسط کیوان  | 

40)دوم خرداد و زیر سوال بردن اصل انقلاب و فلسفهء وجودی آن:

دوم خردادی ها یک روز ادعا کردند که مردم در سال 1357، از شدت شکم سیری دست به انقلاب زدند؛روز دیگر ادعا کردند که این انقلاب هم ساخته و پرداختهء انگلیس است؛یک بار گفتند که اصل انقلاب،توسط دکتر شریعتی طراحی شده بود که بعدا آخوند ها آن را از شریعتی دزدیدند و به نام خودشان اجرا کردند:بالاخره ما نفهمیدیم آیا شریعتی عامل انگلیس بوده یا اینکه از شدت شکم سیری دست به طراحی انقلاب زده است.و آخوند ها طرح یک عامل انگلیس را که گرفتار شکم سیری بوده،دزدیده اند؟؟؟

صرف نظر از این حرف ها،وقتی مردم دیدند که انقلابی که ثمرهء بیش از یک میلیون شهید و جانباز و...است،به این راحتی مورد قضاوت های مغرضانه و کودکانهء دوم خردادی ها قرار می گیرد،طبیعی است که دیگر به آن دوم خردادی ها رای ندهند....

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 16:2  توسط کیوان  | 

39)دوم خرداد و اهانت به اعتقادات و مقدسات مردم:

 دوم خردادی ها که از اول(و حتی از زمان پیروزی انقلاب 57) نسبت به اسلام و آئین تشیع،کینهء پنهانی داشتند،با روی کار آمدن خاتمی در سال 76،با این تصور غلط که مردم از انقلاب و اسلام،دلسرد شده اند،کینه های فرو خفتهء خود را از اسلام،بروز دادند،با این تصور که اسلام را در این سرزمین،به حاشیه ببرند:یک روز گفتند که اعراب،ایرانیان را به زور شمشیر مسلمان کردند؛روز دیگر ادعا کردند که اسلام اهل سنت،اسلام واقعی است و نه اسلام تشیع(البته تا اینجای کار،یک تناقض وجود دارد:آن اعرابی که به ایران حمله کرده و ایرانیان را به زور(!)مسلمان کردند،در زمان خلیفهء دوم اهل سنت و به دستور وی این حمله را انجام دادند.آیا باز هم فکر می کنند که اسلام اهل سنت،اصیل تر است؟؟؟)یک روز ادعا کردند که اسلام،دین خشونت است.یک زمانی ادعا کردند که چون پیامبر اکرم(ص)در زمان خودش دست به خشونت (!!!) زده بود،امام حسین(ع) هم به تقاص آن خشونت جدّش،در صحرای کربلا تاوان پس داد.زمانی ادعا کردند که اسلام،بر موضوع برده داری دامن زده است(غافل از اینکه برده داری،ریشه های چند هزار ساله داشته و اسلام با احکام و دستور های تعدیلی اش،در عرض سالها و قرون بعد،آن را از جامعهء اسلامی ریشه کن کرد.بر خلاف غربی ها که در دو قرن پیش،افریقائی های سیاهپوست را به بردگی کشیدند.)مدتی بحث بر سر این بود که شفاعت خواستن از ائمه،کار بیخودی است و معادل شرک است....حرف زیاد است و مجال کم.در آخر یک خاطرهء جالب و عبرت آموز برایتان تعریف کنم:یکی از نامزد های دوم خردادی در انتخابات مجلس ششم،در جمع مردم یکی از شهر های خراسان گفته بود:خوش به حال شما که در جوار بارگاه ملکوتی امام محمد کاظم(!!!!!!!)قرار دارید.(یکی نیست بگه تا اینجا دو تا غلط داشتی نمره ات میشه هجده:امام موسی کاظم داریم و نه محمد کاظم،ثانیا قبر امام رضا در مشهد است نه امام کاظم...)حال با این حساب،آیا دوم خردادی ها انتظار دارند که مردم به کسانی رای بدهند که اعتقادات 1400 ساله شان را به مسخره گرفته اند؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 9:31  توسط کیوان  | 

38)دوم خرداد و دلایل ناکامی در انتخابات:

در قسمت قبلی عرض کردم که دوم خردادی ها به جای ارزیابی و ریشه یابی ناکامی های خودشان در انتخابات دوازده سال گذشته،متوسل به بهانه های واهی از قبیل حماقت ملت،تقلب دولت و...شده اند که هیچ کدام از این حرف ها نتوانست کوچکترین تغییری در سرنوشت آنها به وجود آورد.حال می خواهم تعدادی از دلایل واقعی این ناکامی را ابتدا به صورت فهرست وار و در قسمت های بعدی به صورت تفصیلی بیان کنم:

1)اهانت به اعتقادات و مقدسات مردم.

2)زیر سوال بردن اصل انقلاب و فلسفهء وجودی آن.

3)اهانت به مقام والای شهدا و جانبازان و ایثارگران به انحاء مختلف.

4)اهانت به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام رهبری

5)متوسل شدن به بیگانگان و غربی ها

6)برخورد دوگانه با پرونده های مختلف فساد،از قبیل فساد مالی و دولتی و...

7)دور زدن قوانین و مخصوصا قانون اساسی

8)اقدامات مسلحانه و اعتراضات غیر قانونی و فاقد مجوز.

9)شایعه پراکنی در سطح گسترده

10)تلاش در جهت جایگزینی تئوری های غربی به جای فرهنگ و فلسفهء اصیل اسلامی

11)همکاری با سرویس های جاسوسی بیگانه

و.....

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 17:35  توسط کیوان  | 

37)دوم خرداد و فرصت سوزی های انتخاباتی:

آخرین انتخاباتی که در آن،دوم خردادی ها رای آوردند،مربوط به سال 1380 بود که در آن،سید محمد خاتمی برای دومین بار پیاپی،به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.اما از انتخابات سالهای بعد،نتایج انتخابات،بر وفق مراد دوم خردادی ها نبود:در انتخابات دور دوم شورا ها در سال 1381 ، انتخابات دور سوم شوراها در سال 85،همچنین انتخابات مجلس هفتم در سال 1382،انتخابات ریاست جمهوری در سال 1384 ، انتخابات مجلس هشتم و نهم در سالهای 86 و 90 و انتخابات سال 88،اصولگراها گوی سبقت را از سایر رقبای خود بردند.

اما در این 12 سالی که از سال 1380 می گذرد،دوم خردادی ها به جای اینکه به بررسی دقیق موضوع بپردازند و علت واقعی ناکامی هایشان را پیدا کنند،فقط دست به توجیهاتی بی اساس و اظهارات کودکانه ای برای رای نیاوردن شان زده اند. مانند حماقت مردم،تقلب رژیم،توزیع چلوکباب و سکهء بهار آزادی در بین رای دهندگان و ... که این کارها،عملا باعث فرصت سوزی های غیر قابل جبران شده است...

راستی به نظر شما علت یا علت های واقعی رای نیاوردن دوم خردادی ها چیست؟در قسمت بعدی در این باره صحبت خواهیم کرد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:50  توسط کیوان  | 

36) دوم خرداد و تعریف واژه ی سیاست:

دوم خردادی ها در مواجهه با غربیها و فریبکاری های آنها،به جای اینکه دروغگوئی های آنها را محکوم کنند،دست به توجیه اینگونه خلافکاری های غربی ها زده و ادعا می کنند که معنای سیاست،چیزی جز دروغ و دروغگوئی نیست و این،تعریفی است که غربی ها آن را به صورت علمی(!)در مجامع علمی شان اثبات کرده اند و اصولا بدون توسل به دروغ و فریب،نمی توان کشوری را اداره کرد ...

می خواهم ثابت کنم که این موضوع،کاملا تناقض داشته و ادعای دوم خردادی ها کاملا اشتباه است:این موضوع را با طرح دو سؤال ساده اثبات می کنم:

1)آیا خبرهائی که در رسانه های خارجی،اعم از رسانه های ماهواره ای و رادیوئی و شبکه های اینترنتی و ...مطرح می شوند،راست هستند یا دروغ؟اگر راست باشند پس معنایش این است که غربی ها تعریف علمی سیاست را(که به معنای دروغ است) زیر پا گذاشته اند و این تعریف،فقط برای گول زدن مخاطبین مطرح شده است.

و اما اگر دروغ باشند،کدام آدم عاقلی ،با وجود آگاهی از دروغ بودن این اخبار،آنها را باور می کند؟

2)آیا خبرهائی که در رسانه های دولتی داخل ایران مطرح می شوند،راست هستند یا دروغ؟اگر راست باشند،چرا ما آنها را باور نکنیم؟کدام آدم عاقل از پذیرفتن خبر راست امتناع می ورزد؟و اما اگر دروغ باشند،چه ایرادی می توان به دولت و رژیم گرفت؟مگر نه اینکه در تعریف غربی ها، سیاست یعنی دروغ ؟ و مگر نه اینکه دولت، با توسل به دروغ، از تعریف علمی(!) غربی ها از سیاست،پیروی کرده است؟  پس چه ایرادی می توان به دولت یا رژیم گرفت؟نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 20:24  توسط کیوان  | 

35)دوم خرداد و نسبت دین با سرزمین :

می خواهم از دوم خردادی ها سوال کنم:

نسبت دین با سرزمین چیست؟آیا هر دینی فقط مختص سرزمینی است که آن دین در آن سرزمین نازل شده و نشو و نما یافته است؟و فقط مردم آن سرزمین می توانند به آن دین،گرایش پیدا کنند و معتقد شوند؟یعنی به عنوان مثال،فقط عربها باید مسلمان شوند؛چون اسلام در منطقهء عربی نازل شده است؟اگر این استدلال درست باشد،پس فقط فلسطینی ها باید مسیحی شوند؛چون حضرت عیسی(ع)در فلسطین ظهور کرده اند.فقط مصریان باید یهودی شوند؛چون حضرت موسی(ع)در مصر ظهور یافته اند؛و فقط باید ایرانیان به دین زرتشت بگروند؛چون زرتشت ایرانی بود.از طرفی مردم آمریکا و اروپا و...هم نباید به هیچ دینی پای بند باشند؛چون در آن مناطق،پیامبری مبعوث نشده است...آیا این گونه تفکر و نتیجه گیری،با هدف بعثت انبیاء(علیهم السلام)همخوانی دارد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 17:25  توسط کیوان  | 

34)دوم خرداد و موضوع ایران:

دوم خردادی ها خیلی دم از ایران(در مقابل اسلام)می زنند.می خواهم بپرسم:

منظور از ( ایران ) ، کدام ایران است؟ ایران فعلی که 1648195 کیلومتر مربع وسعت دارد و بین کشورهای عراق و ترکیه و پاکستان و افغانستان و ... محصور است یا ایران باستان که اقلا یک چهارم سطح کرهء خاکی را در بر می گرفت؟اگر ایران فعلی را در نظر بگیریم،آنوقت سهم ملت هائی که در شکل گیری تمدن ایرانی در قرون گذشته نقش داشته اند ، نادیده گرفته می شود و اگرکل محدوده ی ایران باستان را بخواهیم در نظر بگیریم،آنوقت عملا در تمامیت ارضی و مرزی کشورهای همسایه (که توسط مراجع رسمی بین المللی به رسمیت شناخته شده اند)دخالت کرده ایم...این سوالی است که من تا به حال،جواب قانع کننده ای برای آن پیدا نکرده ام...نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 13:33  توسط کیوان  | 

33)دوم خرداد و موضوع دموکراسی:

دوم خردادی ها بر روی مسئلهء دموکراسی های غربی خیلی تاکید دارند؛ اما همیشه این مسئله برایم عجیب بوده و هست که چرا مثلا موضوع قضیهء فیثاغورث و یا قضیهء مجموع زوایای مثلث که هیچ گونه تاثیر فوری و آنی و حیاتی بر سرنوشت یک جامعه مان ندارد،برای تک تک دانش آموزان،آنهم در مقطع راهنمائی تدریس و اثبات می شود و همهء دانش آموزان موظفند بر طبق سرفصل های موجود آموزشی،آن را یاد بگیرند؛اما موضوعی مثل دموکراسی که بود و نبود آن در یک جامعه،می تواند تاثیرات مختلفی اعم از مثبت و منفی بر سرنوشت یک جامعه داشته باشد،بدون آنکه اثبات و یا نقد شود،به صرف اینکه غربی ها آن را پذیرفته  و آن را اثبات(!!!) کرده باشند،با بوق و کرنا در جامعهء ما مخصوصا محیط های دانشگاهی مطرح و تبلیغ می شود؟مگر نه اینکه قضیهء فیثاغورث،قبلا اثبات شده و درستی آن محرز است،دیگر چه دلیلی دارد که تمام دانش آموزان,اثبات آن را یاد بگیرند؛در حالیکه دانستن صورت این قضیه برای استفاده کردن از آن کافی است؟اما دموکراسی و سایر مفاهیم وارداتی اینچنینی،که می تواند سرنوشت جامعهء ما را تغییر دهد،به این شکل مطرح و اثبات نمی شود؟تا کی ما باید چشم بسته،مصرف کنندهء مفاهیم اینچنینی باید باشیم؟؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391ساعت 10:3  توسط کیوان  | 

32) دوم خرداد و استعمار انگلیس :

دوم خردادی ها ادعا می کنند که هیچ یک از انقلابها و یا کودتاهایی که در روی زمین اتفاق می افتد و یا انتخابها و انتصاباتی که در دولت ها و رژیم های مختلف شرق و غرب دنیا روی می دهد،نمی تواند خارج از ارادهء اربابان انگلیسی و صهیونیستی باشد و همهء این رژیم ها و یا مقامات،به نوعی دست نشاندهء انگلیس و صهیونیزم است و هر گونه ارادهء مردمی که بر خلاف این موضوع باشد،محکوم به شکست است؛حتی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی  را نیز از این قاعده،مستثنی نمیدانند.

می خواهم از این آقایان دوم خردادی سوال کنم که نظرشان در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 چیست؟از دو رقیب اصلی این انتخابات،کدام یک مورد حمایت انگلیس و صهیونیزم بوده اند؟اگر بگوئید موسوی مورد حمایت انگلیس بوده ،آنوقت به این سوال باید جواب دهید که چرا بر خلاف قاعدهء شکست ناپذیری انگلیسها،موسوی رای نیاورد؟و اگر بگوئید که احمدی نژاد مورد حمایت انگلیس بوده،پس چرا سعی می کردید که بر خلاف نظر انگلیس، موسوی را انتخاب کنید؟مگر نه اینکه هر حرکتی بر خلاف ارادهء انگلیس،محکوم به شکست است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 11:9  توسط کیوان  | 

31) دوم خرداد و دیپلماسی چلو کباب :

 دوم خردادی ها ادعا می کنند که دلیل انتخاب احمدی نژاد در انتخابات سال ۸۸ این بود که رژیم جمهوری اسلامی، با توزیع چلوکباب در بین رای دهندگان،آنها را به انتخاب احمدی نژاد ترغیب نموده و در حقیقت،رای آنها را خریده است.

من می خواهم با یک استدلال ساده،این موضوع را به چالش بکشم:

بالاخره این ادعا یا راست است و یا دروغ:اگر دروغ باشد که مسئله کاملا منتفی است و دوم خردادی ها برای پیشبرد اهدافشان به دروغگوئی متوسل شده اند...

اما اگر راست باشد،معنایش این است که این حضرات دوم خردادی،علیرغم این همه تبلیغات رنگارنگ شان و  تئوریات به ظاهر علمی و دهن پر کن شان و نیز حمایت های صدها شبکه ی ماهواره ای و هزاران سایت اینترنتی از آنها،به اندازهء یک پرس چلوکباب در دل رای دهندگان جای نداشته اند،آنهم رای دهندگانی که تعدادشان نه یکی و دو تا یا صد تا و دویست تا،بلکه ۲۴ میلیون نفر از اقصی نقاط کشور....نظر شما چیست؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 17:27  توسط کیوان  | 

30) دوم خرداد و سید محمد خاتمی :

 

آیا خاتمی عامل رژیم جمهوری اسلامی است؟

دوم خردادی ها ادعا می کنند که سید محمد خاتمی،عامل رژیم جمهوری اسلامی است و هر کاری که انجام می دهد،به نوعی در جهت منافع رژیم جمهوری اسلامی است.آیا واقعا اینطور است؟

اگر کمی به سالهای قبل،یعنی زمانی که ایشان در مسند قدرت ریاست جمهوری و رئیس قوه ی مجریه بود برگردیم،به نتایج جالبی می رسیم:دقیقا آن موقعی که ایشان به عنوان فرد دوم مملکت،بعد از رهبری مطرح بودند و عملا بسیاری از خطوط قرمز رژیم  را رعایت می کردند،برخی ها،از جمله مرحوم منتظری،ایشان را ترغیب می کردند که در مقابل رهبری بایستد و در صورتی که رهبری تسلیم خواسته های وی نشود،ایشان رهبری را تهدید به استعفا از ریاست جمهوری نموده و عملا خواسته های خود را به رهبری تحمیل نماید...

لیکن الان که ایشان به بهانه ی تقلب در انتخابات، عملا در مقابل رژیم ایستاده و خطوط قرمز رژیم را زیر پا می گذارد،ادعای عامل رژیم بودن ایشان،بهانه ای نیست جز سرپوش گذاشتن بر خیانت ها و ارتباطات غیر قانونی ایشان با بیگانگان و از جمله جرج سوروس و مایکل لدین و ...

اگر خاطرتان باشد،اکبر گنجی هم(که با آن دو کتاب کذائی اش،رفسنجانی را متهم به فساد می کرد)بعد ها در انتخابات سال 84،عامل رژیم معرفی شد تا بر اتهاماتی که به رفسنجانی وارد کرده بود،سرپوش گذاشته شود؛در حالیکه آن دو کتاب(یعنی تاریکخانهء اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری)را با مجوز وزارت ارشاد مهاجرانی در دولت خاتمی به چاپ رسانده بود...نظر شما در مورد اینگونه رنگ عوض کردن ها چیست؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 18:44  توسط کیوان  | 

29)دوم خرداد و موضوع زیارت اماکن مقدسه :

برخی از این دوم خردادی ها در مورد مسئله ء زیارت اماکن مقدسهء خارج کشور،از قبیل کربلا و سوریه و مکه و مدینه و...ادعا می کنند که این کارها صرفا به معنای هدر دادن سرمایه های ملی و ریختن آنها در حلقوم اعراب و وهابیون و ... است؛لیکن این افراد،خرج کردن پول و سرمایهء ملی کشورمان در سایر نقاط دنیا،از قبیل آنتالیا و دبی و جزایر هاوائی و فرانکفورت و ... را،(که بعضا همراه با تفریحات و اعمال نامشروع و دون شان ملت ایران است)هدر دادن آن سرمایه ها به حساب نمی آورند.اگر موضوع،علائق شخصی افراد است،چرا زیارت اماکن مقدسه را جزو علائق و اعتقادات شخصی افراد به حساب نمی آورند؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 10:55  توسط کیوان  | 

28)دوم خرداد و دو ادعاي ضد و نقيض ديگر:

۱)دوم خردادي ها ادعا مي كنند چون تعداد آراي احمدي نژاد،تقريبا دو برابر آراي موسوي بود(24ميليون

 تقسيم بر 13ميليون،تقريبا برابر است با 1.85)،پس در اين انتخابات،تقلب روي داده است:اولا چه كسي

 و يا كدام قانون،به چنين موضوعي اشاره كرده است؟قانون اساسي؟قرآن؟حديث؟منطق؟فلسفه؟علوم

 سياسي يا...؟؟؟ثانيا مگر در دوم خرداد1376تعداد راي هاي دو نامزد اصلي چقدر بودند؟بيست و

دو ميليون راي خاتمي در مقابل 8 ميليون راي ناطق نوري.(22ميليون تقسيم بر 8 ميليون برابر است با

 2.75) حالا 2.75 بيشتر است يا1.85؟؟؟؟چرا آن موقع كسي ادعا نكرد كه تقلبي روي داده است؟؟؟؟

2)وقتي به يك فردي كه مرتكب خلاف مي شود،(مثلا تظاهر به روزه خواري يا هرخلاف ديگري)تذكر داده

مي شود،دوم خردادي ها دادشان به هوا بلند مي شود كه چرا براي يك آدم عاقل و بالغ،تعيين تكليف

 مي كنيد؟مردم خودشان مي فهمند كه چه كار كنند.حتي اگر گناه هم كنند به خودشان مربوط است و

 به شما مربوط نيست.اما همين دوم خردادي ها براي مردم عاقل و بالغي كه به احمدي نژاد راي داده

 اند،تعيين تكليف مي كنند و به خاطر اين راي،آنها را احمق خطاب مي كنند.حتي با فرض اينكه آن مردم

 در ازاي دريافت چلوكباب راي داده باشند،آيا دوم خردادي ها وكيل و قيّم مردم هستند؟فراموش نكرده ايم

 كه آنها،ولايت فقيه را نوعي قيّم بودن قلمداد كرده و آن را محكوم مي كردند؛اما الان با پرروئي تمام،براي

 مردم،تكليف معين مي كنند.اين عجيب نيست؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 14:9  توسط کیوان  | 

27) دوم خرداد و مدرك تجصيلي رؤساي جمهور :

دوم خردادي ها ادعا مي كنند كه مدرك تحصيلي رئيس جمهور كه مربوط به ترافيك شهري است،هيچ سنخيتي با رئيس جمهور شدن وي ندارد و يك رئيس جمهور بايد داراي مدركي باشد كه با مسئوليت اش همخواني داشته باشد.

اما هيچوقت اين دوم خردادي ها در زمان رؤساي جمهور قبلي و از جمله خاتمي،به چنين چيزي اشاره نمي كردند؛مخصوصا كه اين آقاي دكتر(!)سيد محمد خاتمي،آخرين مدرك تحصيلي واقعي(و نه مدرك افتخاري) اش فوق ليسانس فلسفه است كه اولا ربطي به مسئوليت رياست جمهوري اش نداشته و ثانيا دكترا نبوده است....دم خروس يا...؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 21:40  توسط کیوان  | 

مطالب قدیمی‌تر